الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
23
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
قصيده و دعاى بر فرزدق بلند شد و هشام بشدّت خشمگين گشت و رگهاى گردنش پر شد ! امويان به خوبى مىدانستند كه خود را بر اين امت تحميل كردهاند و لياقت زمامدارى ايشان را ندارند بلكه با نيروى اسلحه بر آنان سلطنت مىكنند و معدن حكومت و رهبرى ، امام على بن الحسين عليهما السلام است ، از اين رو نسبت به آن حضرت كينه داشتند و وليد بن عبد الملك به اين مطلب اقرار كرده ، مىگفت : « تا وقتى كه على بن الحسين در دنيا وجود دارد ، من آسايش ندارم ! » « 1 » اين بود كه تصميم گرفتند تا آن حضرت را از پاى در آوردند ، همان طورى كه ديگر ائمّهء مسلمين و بزرگان اسلام را - كه به عنوان يك خطر براى خود احساس مىكردند - به شهادت رساندند . - 14 - ( 1 ) در اين بخش از بحثمان لازم است كه « به بررسى دورانى بپردازيم كه امام عليه السلام در آن روزگار رشد كرد ، زيرا كه بررسى آن عصر از امورى است كه يك محقق از آن بىنياز نيست ، براى اين كه استقرار و يا عدم استقرار سياسى را چنين بحثى تجسّم مىبخشد ، همچنان كه از اوضاع اجتماعى با پيشرفتها و نوآوريها و يا جمود و انحطاطش مىتواند ، تصويرى بدهد . طبيعى است كه بررسى و تحقيق از اين پديده در اطلاع و آگاهى از شئون مختلف شخصيتى دخالت مستقيمى دارد كه مورد بحث و بررسى است . اما به اعتقاد من عصر امام عليه السلام در طول تاريخ از بدترين دورانهاى اسلامى است ، زيرا كه در آن دوران بسيارى از رويدادهاى مهم اتفاق افتاد كه مسلمانان گرفتار آنها شدند و براى ايشان غم و رنجهايى در پى داشت كه از
--> ( 1 ) حياة امام باقر ( از همين مؤلّف ) : 1 / 51 .